تبليغاتX
چوپچي
سياسي - فلسفي - اجتماعي - فرهنگي
 دغدغه هاي تلنبار شده

اعتراضات مردم آذربايجان نسبت به اهانت نوشته و كاريكاتور روزنامه ايران در نوع خود يك اتفاق بي نظير در تاريخ معاصر ايران است.

بي نظير از آن جهت كه مشابه چنين نوشته هايي در لابلاي صفحات روزنامه ها ، مجلات ، فيلم ها و سريالها و حتي كتابهاي چاپ شده در ايران شايد اهانت آميزتر هم در گذشته وجود داشته ولي در اين حد اعتراضاتي صورت نگرفته بوده است.

حجم اين اعتراضات جدا از بزرگنمايي هايي كه گاها ديده مي شود به قول اكبر اعلمي نماينده مردم تبريز در مجلس شوراي اسلامي ريشه در گذشته داشته و نتيجه سالها بي توجهي به نگراني هاي فرهنگي ، زباني و در يك كلام هويتي قوميتي در ايران است كه دغدغه آنها هيچگاه جدي گرفته نشده است.

اين كه ترك زبانهاي ايران كه عمدتا در مناطق آذربايجان ساكن هستند به همراه اعراب خوزستان زباني متفاوت تر از ساير قوميتهاي ايراني دارند و برخي ويژگي هاي فرهنگي آنها هيچ سنخيتي با ساير اقوام در ايران ندارد ، شكي نيست ولي چه چيزي سبب شده است كه اين تفاوتها تا به حال موجب كدورت و فاصله عميق بين آنها و ساير اقوام ايراني نشود؟

در اين برهه از زمان كه كشور آماج انواع تهديدها قرار دارد دولتمردان كشور بايد بيش از گذشته به عوامل تقويت كننده اين همبستگي توجه كرده و با جدي گرفتن اين اعتراضات و رفع دغدغه هاي موجود نگذارند كه حس وجود فاصله در بين اقوام ايراني تقويت و يا تحريك شود.

واقعيت اين است كه كشور ايران با اين اقوام متعددش معني و هويت پيدا مي كند و ايران بدون اقوام ترك و كرد و بلوچ و عرب و لر ديگر ايران نيست.

همگان مي دانند و مردم آذربايجان نيز بر اين امر واقفند كه بدون ايران نه مي توانند زندگي كنند و نه مي خواهند زندگي كنند و خود را از هر قوميتي در ايران ايراني تر مي دانند ولي در عين حال خواستار احترام و رفع تبعيض در حق خود بوده و ايراني بودن را خلاصه شده در قوميت فارس نمي دانند.  

بافت فرهنگي مردم آذربايجان به گونه اي است كه همجوشي مناسبي با ساير اقوام در ايران دارند و حضور مسالمت آميز و همجوشي آنها در جاي جاي ايران و حتي ساير كشورها مويد اين مطلب است ولي سوء استفاده از اين نجابت و ناديده گرفتن مطالبات هويت فرهنگي آنها تا كي مي توانست ادامه پيدا كند؟

اين زخم كهنه كه هر اعتراض تركهاي آذربايجان به بي توجهي ها ، تحقيرها و تبعيضها با انگ قوميت گرايي افراطي منكوب شود ، قابل پيش بيني بود كه روزي سر باز مي كند و چه خوب شد كه با كمترين هزينه حاكميت را در ايران متوجه اين امر كرد. اگر متوجه شده باشند.

در اين ميان نبايد اعتراضات اخير مردم آذربايجان را با ساده سازي موضوع صرفا به تحريك عوامل خارجي ربط داده و با انگ تجزيه طلبي تحليل كرد.

 

براي بيان اين اعتراضان و نگراني هاي تلنبار شده بايد بهانه اي مي بود تا اين زخم كهنه خود را نشان دهد و آن بهانه را مانا نيستاني با كاريكاتور و مطلب خود در روزنامه ايران به دست داد و نبايد چنين فرض كرد كه همه اين اعراضات متوجه روزنامه ايران است.

در حواشي اين اتقافات متاسفانه باز هم عده اي بر آنند كه تمام تقصيرها و قصورها را به گردن يك نفر و آن هم ضعيف ترين و دم دست ترين فرد كه خبرنگار است بيندازند و ماجرا را فيصله يافته تلقي كرده و از كنار اين اعراضات به راحتي بگذرند.

آنچه شايسته توجه است اين كه در توهين آميز بودن مطلب و كاريكاتور هيچ شكي نيست ولي آيا جايگاهي براي پذيرش اشتباه فرد خطاكار و محاكمه او قائل شده اند؟

 قطعا در كار روزنامه نگاري كه در لحظات و زمان كمتري روي مي دهد صرف نظر از برخي برنامه هاي هدفدار ، خطاهايي نيز ممكن است روي دهد ولي آيا بهتر نبود كه در اولين روز چاپ اين مطلب به جاي بي توجهي به اعتراضات يك قوم مهم و تاثر گذار در تاريخ ايران و حمايت از فرد خطاكار او را بازداشت و تحويل قانون مي دادند تا اعتراضات نيز در چارچوب قانوني تري پيش برود.

قطعا در اين زمينه نيز قصورهايي كه به نظر مي رسد عمدي بوده رخ داده است و اين موضوع نيز نيازمند شفاف سازي است.

همه اين اعتراضاتي كه در تهران و چند شهر مهم آذربايجان از جمله تبريز ، اردبيل ، اروميه ، زنجان و ساير شهرهاي كوچك اتفاق افتاد اگر تحليل محتوا شود مشخص خواهد شد كه فقط متوجه مطلب و كاريكاتور روزنامه ايران نبوده و فراتر از آن است.

ساده سازي و ساده انگاري است كه نتيجه يك عمر تبعيض ، تحقير و توهين به يك قوميت را به يك نشريه و روزنامه نگار تقليل دهيم و برخورد و زنداني كردن نوسينده را مساوي با پايان يافتن همه اين ماجرا بدانيم.

همزمان با اين اعتراضات خواسته ها و مطالباتي نيز توسط معترضان كه بيشتر از قشر دانشجو و از فرهيختگان آذربايجان هستند مطرح مي شود كه نشان از عمق بي توجهي حاكميت نسبت به آن دارد.

اعتراض به انتخاب نام ستارگان پارسي براي تيم ملي فوتبال كه بيشتر اعضاي آن را ترك زبانها تشكيل مي دهند ، اعتراض به تبريك گويي رييس جمهوري در آغازسال 85 كه از تمام اقوام و استانهاي ايران نام برده و نامي از استانها و قوم تركهاي آذري به ميان نياورد ، از آن جمله است.

در اين ميان آنچه كه مهم است اين كه تمام بخشهاي حاكميت در ايران در پي اين مساله به جدي بودن و عمق مطالبات و نگراني هاي آذربايجاني هاي ايران پي بردند و اگر عقلانيتي در ميان باشد بايد درآينده بيش از گذشته متوجه اين امر باشند و به جاي در پيش گرفتن سياست سركوب و منحرف كردن چنين خواسته هايي در صدد رفع نگراني ها و جبران گذشته باشند.

به دوستان همزبان نيز مي گويم كه بهترين راه حفط و دفاع از هويت همانا حفظ فضاي آرامش و پيگيري مطالبات و خواسته ها با روشهاي مدني و از طريق رسانه ها است.

 

|+| نوشته شده توسط حسن فاخري در جمعه پنجم خرداد 1385  |
 
 
بالا